الفيض الكاشاني
474
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مىفرمايد : وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ « 190 » زيرا آنچه حسود مىخواهد نمىشود ، آرى او به ميل خود براى ديگران گمراهى مىخواهد چرا كه ارادهء كفر نيز كفر است ، پس هر كه با حسد زوال نعمت را از محسود بخواهد گويى قصد كرده است كه نعمت ايمان با حسد كفّار و همچنين ديگر نعمتها زوال يابد ، و اگر بخواهى كه با حسد تو نعمت از مردم زايل شود ولى نعمت با حسد ديگران از تو زوال نيابد چنين آرزويى كمال نادانى و حماقت است زيرا هر يك از حسودان احمق نيز مىخواهند كه چنين باشند ( با حسد آنها نعمت ديگران از بين برود ولى نعمت خودشان با حسد ديگران از بين نرود ) و تو از ديگران سزاوارتر نيستى بنابراين نعمت خدا بر تو در اين است كه نعمتهايى كه شكر آنها بر تو واجب است زوال نيابد و تو بر اثر نادانى خود از آن نعمتها كراهت دارى ، امّا اين كه محسود از حسدى كه نسبت به او اعمال مىشود از نظر دين و دنيا بهره مىبرد روشن است چون بهرهء دينى او اين است كه از سوى تو مظلوم واقع شده بويژه اگر حسد تو را به غيبت و عيبجويى و پرده درى قولى و عملى وادار كند و بديهاى او را نقل كنى كه با اين كارها حسنات خود را به او هديه دادهاى تا آنجا كه محسود را در قيامت ديدار مىكنى در حالى كه مفلس و از نعمت بىبهره است چنان كه تو در دنيا از نعمت محروم بودى و گويى تو خواستهاى كه نعمت از او زوال يابد ولى زوال نيافته است ، آرى خداوند بر تو نعمتى ارزانى داشته كه توفيق به دست آوردن حسنات به تو داده است و آن حسنات را به محسود منتقل ساختهاى و نعمتى بر نعمت او افزودهاى و شقاوتى بر شقاوت خويشتن . امّا بهرهاى كه محسود در دنيا مىبرد اين است كه مهمترين اهداف مردم ( در دنيا ) بد حالى دشمنان و اندوهگين بودن آنها و شقاوت و در عذاب بودن آنهاست ، و هيچ عذابى مهمتر از عذاب حسد كه تو
--> ( 190 ) آل عمران / 69 : جمعى از اهل كتاب ( از يهود ) دوست داشتند ( و مىخواستند ) شما را گمراه كنند ( امّا آنها بايد بدانند نمىتوانند شما را گمراه نمايند بلكه ) گمراه نمىكنند مگر خودشان را و نمىفهمند .